تبليغاتX
نسل سوخته

 

سلام امروز رفته بودم دانشگاه متاسفانه با این خر ریش هایی که در

دانشگاه همیشه پارس میکنن واس افراد خوشتیپی مثل من امروز واس من

 پارس کردن منظورم همون گیر دادن............به ریشم گیر داد.............اخه

 بگو سگ ریش چه میخوای از جان ما................منم به ریشش گیر دادم

گفتم شما هر وقت ریشتو زدی منم میزنم........دعوامون

شد..................امروز کرمونشاه تفریبا تظاهرات بود .......ایول به این تهرانیا

که رومونو سفید کردن..............درود بر شما جوون های

نترس......................تو کرمانشاه سگ ریشه ها یا همو دهاتیهای که خوب

 پارس میکنن کم نیستن..........................امیدوارم روزی برسه که ایران

 ویران ما روزی برسه که آباد بشه ...................به امید سرنگونی

 دیکتاتورهااااااااااااااااااااااا.......................................

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 19:54 توسط alireza


 

سلام خوبید خوشید خوش میگذره ..........

وای دیشب یی خبر خیلی با حال بهم رسید وای از خوشحالی دارم میمیرم

 دارم دیوونه میشم البته دییوونه بودم دییوونه تر دارم میشم .............

خوب بگم نه نمیگم چرا بگم خوب میگم نه نمیگم آخه اگه بگم کشته میشم

 باشه میگم ...................نه نمیگم اصلا مگه غضولیت اصلا

نمیگم ................شبی به یاد ماندنی بود یی لحظه یاد دوران جوونیم افتادم

 که منتظر یی خبر بودم یادش بخیر...........خلاصه همتون سر کار بودید فقط

میخواستم یی مطلب بنویسم..................نه جدا واقعی بود خبری که بهم

 دادن.............

+ نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت 12:9 توسط alireza |


 

سلام بر همه دوستان خل دیوونه خودم خوبید خوش میگذره ................

البته به من چه که خوش میگذره..........

اونشب با خودم کنار اومدم رفتم باورتون نمیشه خیلی بهم خوش گذشت

ولی حسادتمو هیچ وقت نمیتونم کنار بذارم امیدوارم سر براه بشم ولی نمیشم

خلاصه اون شب هر کس میامد میگفت چقدر خوشتیپ شدی یا داشتن

 مسخرمون میکردن یا واقعا جدی میگفتند...............

چقدر هم رقصیدم جاتون خالی ولی مطمن باشید من جاتونو پر

 کردم.............................با دختر پسر خاله ام هم صلح کردم اما معلوم

 نیست تا کی امیدوارم به همتون خوش بگذره..................

و همیشه مثل من حسود باشید

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 12:22 توسط alireza |


امروز روز خوبی بود با بچه ها رفتیم واس خودمون بیرون جاتون خالی رفتیم

 ماهی گیری به جون شمسی من یی کوسه ماهی گرفتم باور ندارید

ای بابا آخه خودمم باور ندارم خلاصه امشب خیلی خسته هستم باید برم

 زود بخوابم مدتی بود به وبم سر نرده بودم

فعلا............................................................

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 23:3 توسط alireza |


سلام..........

امروز یکی از بهترین روزهای زندگیه من بود باورتون نمیشه یی اتفاق عجیب واسم

افتاد ............یعنی از خوشحالی داشتم دییوونه میشدم میدونم دارید از فضولی

 میمیریت متاسفانه نمیتونم بگم چون شخصی..............ولی باورتون نمیشه مثل

 جوونه ۱۵ساله شده بودم ...................ایکاش همیشه از این صبحها تکرار یشه

.....................

خوب فردا بازی پرسپولیس و اس اس امیدوارم شعار ما فقط یکی باشه اره منظورم

 ادامه جنبش سبز در ورزشگاه به امید آزادی ایران ما.................................انقدر

 هم فضولی نکنید بهتون نمیگم .................التماس هم

 نکنید..........................................مرغ دو پا داره......................

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 17:59 توسط alireza |


 

سلام خوب اول مهرو بوی مدرسه................

چقدر دوست داشتم برگردم به

دوران بچگیم بهترین دوران بود یادش بخیر مدرسه کلاس اول چه دوره ای

 بود خانوم آذری اسم معلم کلاس اولم بود ......................

خلاصه آسمون اول مهر منو یاد دوران طفولیتم میندازه.................

امروز از اون روزهای بی حوصلگیمه .........................نمیدونم چرا انقدر دلم

گرفته یی طورایی کلافه ام هرچی هم فکر میکنم نمیدونم............

اینجا داره بارون میاد چقدر هم

 قشنگه بارون به آدم طراوت میده من بارونو دوست داره حتی اسم

بارونو....................

بارون بارون بارون ببار ...............اما آهسته نم نم .........

که لذت بارونو حس کنم.....................................

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 11:9 توسط alireza |


 

سلام خوب باز اومدیم یی مدت مسافرت بودم جاتون خالی نه جاتون خالی

 اصلا نبود چون خودم پرش کردم ...................راستی سگمو دادم رفت

الان دیگه همدم ندارم یعنی منظورم سگمه........ خوب دیگه خیلی دوستش

 داشتم رفتهر چند زیاد اذیتم کرد.........................

بگذریم از سگ......بیاد در مورد فزدا صحبت کنیم فردا روز فریاد منو

 شماهاست نه برای فلسطین نکبتی که دیگه حالم از اسمش یهم میخوره

  واس خودمون فریاد بزنیم واس ایرانمون... اره ایران منو شما ها ...ایرانی که

 اسمش به آدم طنین زندگی میده به آدم آرامش میده البته این ویروسهایی

 که داخلشه همه چیو خراب کردن امیدوارم روزی برسه این ویروسهایی که

 جون منو شماهارو گرفتند از بین برن که ایران ما با این جوانان شاد روز ی

 برسه نفسی از ته دل بکشن..........................................

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 13:16 توسط alireza |


سلام

سلام امروز نمیخواستم چیزه خاصی بنویسم ولی خوب دیگه کسی

خونه نبود رفته بودن بیرون داداشم از شیراز اومده با خانومش رفتن وا

س خودشو سراب نیلوفر ...............منم که حسشو نداشتم موندم خونه

 تنهایی رو بیشتر ترجیح میدم دیگه حوصلم سر رفت اومدم پای وب چیکار

 کنیم دیگه...........................سگمونم بردن از دستش فعلا راحت شدم

 تازگیا ریزش مو هم یپدا کرده  مامانم وقتی میاد تو اتاق پوست از کلم میکنه

 وقتی موهاشو میبینه........................خلاصه بهش عادت کردم از اونورم

 دیگه حس حالشو ندارم..............................راستی ما که حس مسجدو از

 حزفارو نداریم فعلا که دینو ایمانمون ضعیف شده مارو هم دعا کنید شاید

 یی خرده آدم بشیم.....................................................

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 19:42 توسط alireza |



سلام امروز بیاین یی خرده از ایران ویران صحبت کنیم .......................



دیشب داشتم شبکه خبر نگاه میکردم خیلی جالب چقدر اینا با حرفاشون

 مردمو سر کار میذارن ..یکی از این به اصطلاح سران ما میگفت انسان باید

نقد پذیر باش آخه بگو نقد پذیری... شما تحمل حرف مردم هم نداشتید

 دیکتاتورهای بزرگ حالا میگید نقد پذیریت بابا به خدا شما آخرشیت بلاخره

یی طورایی باید مضحکه دست مردم باشید

الان جامعه ما شده جامعه بیکاری .....................

اون از هواپیماهای مزخرفتون که سوار میشی قبل از اون باید اشهدتو

بخونی .....یا قبل از اینکه میخوای سوار شی باید چهار ساعت تو فرودگاه

 بشینی  البته اگه فرودگاه تهران باشه خوبه چون منم که خودتون میدونید

 آخر سر بذیرمخلاصه کلام فرهنگ ایران تبدیل شده به فرهنگ دیکتاتوری

 حیف اسم زیبای ایران که چطور اسمشو به راحتی در جوامع بینلمللی نابود

کردن حیف این جوونها حیف این مملکت زیبا که تبدیل شد آغشته به خون

جوونهاش

 .........................

Chop his head off     ................. سرش رو از تنش جدا کنید......

جمله سران مملکت ما.......................................

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:7 توسط alireza |



سلام بعد از مدتی اومدیم یی مطلب نوشتیم هر چند دیگه مطلب نوشتنم

 تکراری شده .......................................خوب دیگه

 زندگیه .......................این سگمونو بخشیدیم به خواهرم باز واسم پسش

 اوردن آخه سگمون یی خرده بیتر بیتبلاخره دزد نبره.............................

دیروز رفته بودم دنبال مغازه آخ نگو قلبم شکست چقدر گرونه خلاصه کلام

 الانم بیکار نشستیم ته خونه پای وبلاگ دارم چرتو پرت مینویسم...............................................

 

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 21:24 توسط alireza |


سلام اسمم علیرضا دانشجو بودم ولی حالا دیگه نیستم

عاشق سیاستم

سیاستو دوست دارم چون خودم آدم سیاستمداری هستم

از عشق حالم بهم میخوره مخصوصا

از آدمهای عاشق پیشه دیگه وقعاحالم بهم میخوره

بچه کرمانشاه هستم آدم عصبی هستم ولی خوش خنده وبا نمکم

گیتار میزنم و صدای خوبی هم دارم به به تعریف کردن چقدر خوبه

با نظراتون منو شاد شایدم بگریانید خلاصه کلام منتظر حضور گرمتون هستم......

تماس با نویسنده وبلاگ:متاسفم.....

با آرزوی روزهای خوب واسه شما دوستان عزیز.....

و همکلاسیهای محترم........



HOME
E-Mail
Night Skin


LinkDump

شاسوسا
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


Categories

سیاسی


Links

همکلاسی
شاسوسا
وروجک
خانوم خوشگله
استاد ابوالفتحی
تینا جون
اندیشه نیک گفتار نیک کردار نیک
تینـــــــــــــــــــــــــا تنها
مدل لباس
روزانه های من
باران
کاکتوس
دخترتنها
دختر مشرقی
زن عاصی
بهناز وروجک
yoohana
maryam
دختر خنده رو...
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :